چند شعر کوتاه از دکتر بهادر باقری

چند شعر کوتاه از دکتر بهادر باقری

 

 

عمر لاک پشت عاشق اینچنین گذشت:

استخوانِ لای زخم

زخمِ لای استخوان

 

××××

 

یافتم

نعل در آتش خوشبختی را

لطفا

یک اسب و سه نعل دیگرش را بدهید!

 

×××

 

من
یک جنگل حرف نگفتنی دارم.
تو
یک آلاچیق حوصله داری
که بشنوی؟
 
 
×××
 
 
شب محشری است!
آمده ای لب پنجره
تا باران بهار تماشایت کند.
رعد و برق
شکار لحظه می کند
و از دیدار شورانگیز تو و باران
بر فرش قرمز مهتاب
پیاپی عکس می گیرد.
شب محشری است!


 

(دکتر بهادر باقری)

عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم

 

 

کلید واژه ها: dr bahador bagheri

/ 0 نظر / 13 بازدید