دخترک کولی - بخشی از صدسال تنهایی، گابریل گارسیا ماکز

جای زخم بزرگی در پشت دخترک به چشم می خورد. دنده هایش بیرون زده بود و از فرط خستگی نفس به زور از سینه اش بیرون می آمد. دو سال پیش، در محلی بسیار دور از آنجا، شبی بی اینکه شمع را خاموش کند خوابش برده بود. وقتی بیدار شده بود آتش همه جا را گرفته بود. خانه ای که در آن با مادربزرگش – که او را بزرگ کرده بود – زندگی می کرد سوخت و خاکستر شد. از آن پس مادربزرگش او را به این شهر و آن شهر می کشاند و با پرداخت بیست سناتوو به بغل این و آن می انداخت تا پول خانه ی خاکستر شده را در آورد. دختر به حساب خودش هنوز می بایستی ده سال دیگر هرشب بغل هفتاد مرد بخوابد... وقتی خانم رئیس برای بار دوم در اتاق را کوفت، آئورلیانو بدون اینکه کاری کرده باشد، اتاق را ترک کرد. دلش می خواست گریه کند. ان شب نتوانست بخوابد؛ با حسی مخلوط از شهوت و ترحم به آن دختر فکر می کرد. دلش می خواست او را دوست داشته باشد و حمایتش کند. سپیده دم، خسته از تب و بی خوابی، به سادگی تصمیم گرفت با او ازدواج کند تا هم او را از دست مادربزرگش نجات دهد و هم بتواند هرشب به اندازه ی هفتاد مرد با او عشقبازی کند. اما وقتی ساعت ده صبح به میکده ی کارتارینو رفت، دخترک از شهر رفته بود.

 

××××××××××××××

پ. ن:

صد سال تنهایی، گابریل گارسیا مارکز، بهمن فرزانه، تهران، امیرکبیر، 1357، ص 52

/ 10 نظر / 47 بازدید

سلام وبلاگ جالبی داری و زیباست خوشحال میشم به من سر بزنی و مرحمت کنی نظرم بدی طراحی قالب و بنر هم انجام میدما منتظرتم mail : hoszam2010@yahoo.com web : www.chizmiz.persianblog.ir ardalan

مریمی

سلام سروش خان زیبا بود و با معنی تشکر [گل][قلب]

فروغ خاموش

من این رمان رو خیلی دوست دارم ولی هنوز تمومش نکردم. ممنونم خیلی خوب بود!![لبخند][گل]

زهرا رجایی

وبلاگ «سگ لرزه های یک شک» با یک شعر یک بیتی 1- و لا توجوجوا...! 2- جواب مسابقه ی عکس پست قبل 3- لینک به شعری منتشرنشده خبر انتشار فصلنامه ی ادبی کولاژ و دکلمه ی شعر «پری» 4- یک شعر جدید با عشق و نکبت به روز شد. منتظرتان هستم...

afshin

[گل] خرمشهر را عشق به ميهن و غيرت سربازان ايراني آزاد کرد آزادي خرمشهر را از دست عربهاي يورش گر به همه عاشقان ايران شاد باش ميگويم خرمشهر در اينچنين روزي آزاد شد ياد ياران شهيد را گرامي ميداريم [گل] [گل] خداوند نگهدار سرزمين و فرهنگمان باد . [گل]

ببخشید شما خرگوشتون رو گمش نکردین ؟

جلسه نقد و بررسی مجموعه شعر قبله مایل به تو،سروده سید حمید رضا برقعی

جلسه نقد و بررسی مجموعه شعر قبله مایل به تو،سروده سید حمید رضا برقعی تهران میدان فاطمی خیابان شهید گمنام ابتدای بزرگراه کردستان تالار ایوان شمس، دوشنبه 1خرداد ساعت 17 باحضور یوسفعلی میرشکاک ، محمد علی مجاهدی ، سید ناصر هاشم زاده ، بهروز یاسمی ، مصطفی محدثی خراسانی

باران مصفا

این کتاب رو یه مدت پیش بود خوندم . واقعیت اینه که شباهت عجیبی بین دنیای این روزای خودم بهتر بگم خودمون و این شهر عجایب (ماکوندو ) احساس میکردم . شهر تخیلات واقعی و واقعیات خیالی ... شهر همه تضادها و تناقضات شهر همه ارزوهای بر باد رفته خیلی دوستش داشتم .

مهسا

راستش من 2 دفعه این کتابو تا فصل 10 خوندم و گذاشتم کنار!!!!![نیشخند][نیشخند] فکر کنم باید 2باره شروع کنم!