سلام سال نو مبارک

الف)

این پست را تقدیم می کنم به دوست عزیزم رضا درخشنده که سالهاست ندیدمش و هرکجا دنبالش گشتم پیدایش نکردم. شما خواننده گرامی اگر خبری از رضا درخشنده دارید حتما به من اطلاع بدهید.

سال 89 هم با تمام تلخی و شیرینی هایش تمام شد. پسر عموی عزیزم ، پوریا در اسفند 89 پر کشید...

چه خوش است مرغ وحشی که جفای کس نبیند

          من و مرغ خانگی را بکشند و پر نباشد

سعدی

***

ب)

کتابخانه وبلاگ با 11 کتاب جدید به روز است. برای دانلود کتاب ها کافی ست روی نام آنها کلیک کنید.

1-گلچین غزلیات حسین منزوی

 

2- جملات کوتاه ویلیام شکسپیر

 

3-سگنومه -غزلی از رحمان مولایی (فایل صوتی)

 

4-اگر باران ببارد-غزلی از سعید ظهیری (فایل صوتی)

 

5-انسان نمی مانم-غزلی از محمدکاظم محمدی سروش (فایل صوتی)

 

6-تاریخ انقضای من-غزلی از محمدکاظم محمدی سروش(فایل صوتی)

 

7-یادداشتی در باب داستان، فیلمنامه و نمایشنامه-حامد داراب

 

8-سنسور نوری- محمدکاظم محمدی سروش (برای رشته های کنترل ابزاردقیق ، الکترونیک ، مخابرات و برق قدرت)

 

9- کنترل کننده های pi و pid ( برای رشته تکنولوژی کنترل و ابزاردقیق. همراه با دیاگرام ها ، پاسخ های پله و روابط مربوطه)

 

10- دستورکار آزمایشگاه  اندازه گیری الکتریکی-محمدکاظم محمدی سروش (تخصصی رشته های برق قدرت تکنولوژی کنترل ابزاردقیق مخابرات الکترونیک)

 

11-سنسور های دما و ترانسدیوسر های حرارتی-محمدکاظم محمدی سروش (تخصصی رشته برق قدرت تکنولوژی کنترل ابزاردقیق مخابرات الکترونیک )

***

ج)

چند مدت که سرم حسابی شلوغ بود و وقت سرخاراندن نداشتم ، با این حال بعضی از نیمه شب ها بیدار می شدم و چند تا طرح گرافیکی می کشیدم (البته اگر بشود به آن گفت گرافیکی). چند تا از آن خط خطی ها در این پست می گذارم. حتما ببینید و نظر بگذارید.

1-هم قفس

 هم قفس

2-خطر برخورد با شاخ

 خطر برخورد با شاخ

3-جعبه ی جادو

 جعبه جادو

4-کتونی

 کتونی

 

 

***

 

 (All Animals Are Equal But Some Animals Are More Equal Than Others)

«همۀ حیوانات باهم برابرند اما برخی برابر ترند!»

قلعۀ حیوانات،جورج اورول،ص103

«صبح های یکشنبه سکوئیلر از روی قطعه کاغذ درازی که با یکی از پاهایش جلویش نگاه می داشت برای آنان می خواند که تولید مواد غذایی دویست درصد ، سیصد درصد و حتی پانصد درصد افزایش یافته است.

حیوانات دلیلی نمی دیدند که گفته های او را باور کنند مخصوصا آنها که دیگر به طور روشن شرایط زندگی قبل از انقلاب را به خاطر نداشتند. ولی بعضی روزها دلشان می خواست ارقام کمتری به خورد آنها می دادند و غذای بیشتر...»

همان،ص76

دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور ، بلکه به خاطر کسانی  که آن شرارتها را نگاه می کنند و کاری در مورد آن انجام نمی دهند.

آلبرت انشتین

 

رباعی

دنیا که پر از حادثه و جنجال است

جنجال شبیه بازی فوتبال است

برنامه ی انقلاب مصر و لیبی

از شیوه ی پیروزیِ استقلال است

محمدکاظم محمدی-سروش

 

 

پنجره ها

و آسمان نگاهت چقدر شب پره داشت

چقدر عاطفه در کوچه های خاطره داشت

خروش کودکی ام در کنار تو رد شد

تو دستهات ،  عروسک ، رُبان و فرفره داشت

و آرزوی تو یـــادم نمی رود ، این بود:

«که کاش خانه ی ما هم  هزار پنجره داشت»

و من همان پسرِ "لج درآرِ" هم بازیت

که ذرّه ذرّه ی سرگرمی اش مخاطره داشت

[ کسی که آرزویش دیدن پدر بـود و

کسی که توی دلش عقده های باکره داشت]

***    

و بعد رفتن تو – انجماد پنجره ها -

غمی که روی دل او همیشه سیطره داشت

شریک فاصله ای بی صدا و  سردرگم

اسیر غدّه ی غربت که مثل یک خوره داشت

تمام زندگی اش را به نیستی می برد

تمام عاشقی اش  را که در محاصره داشت

و انتهای غزل شاعری پر از سرطان    

که بغض خسته ی سردی درون حنجره داشت

سقوط

     می کند از روی صندلی 

                         به زمین                 

... ... ... ... ... ... ... ... ... .... ... ... ... ... ...

 

محمدکاظم محمدی - سروش